گفتم:بپذيرم...عزيز

                                  به نام او

   سلام...این نوشته هافقط مال لحظه های دیوونگی یه شاعره...:

گفتم:.... گفتم:

 بدجور دلم واست تنگ شده....

گفتم همه جا رو دارم چش میدوئونم پی رد پاهای قشنگت...

که دلمو برده ...که بوی یاس میده ...

گفتم :خوب آخه منم دل دارم....

 منم یه وقتایی خسته میشم... از نبودنت از ندیدنت...

مگه تو مال من نیستی؟...

مگه خودت نگفتی که همیشه پیشم میمونی...تنهام نمیذاری....

مگه بوی بارون نمیدادی وقتی میومدی....

پس چرا هر چی هستی نیستم.... چرا هرچی نیستم هستی.....

گفتم :اصلا میخوام هیشکیو جز تو ...جز خود خودت نبینم...

گفتم ببین چشام از نبودنت سرخه...

ببین بارونی ام...

ببین مهربون من!... بی تو هیچی نیستم......خسته شدم به اسمت....
گفتم:...

گفتم:...

گفتم و هیچی نگفتی....

شایدم گفتی و من نشنیدم....

مث همیشه که صدات مال از ما بهترونه......

فقط لبخند زدی.... فقط بهم خندیدی.... فقط .... پشتتو کردی بهم و رفتی....

شایدم صدات مال از ما بهترون نیست...شایدم نخندیدی... شایدم نرفتی....

نمیدونم! مث همیشه که نمیبینم میری یا میمونی...

ولی میدونم قبل از من تو یاد من کردی...

گفتم....... نه!... نه!... نه!...

هیچی نگفتم...فقط سرمو اند اختم پایینوشایدم تو دلم گفتم:

تو که خودت بهتر میدونی...شایدم نمیدونی....نه!...نه!... اگه تو تویی حتما بهتر میدونی!

همه ی حرفام دروغ بود...

اینبارم دروغهامو بپذیر...!

گفتم...

همین!

/ 66 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سه بهمنی

سلام...سلام...سلام... به سلامتي ....سي پار سپراي پارسي آپ سير پرسيا ؛ طوماري بلند از دردهاي بشر ................................................ وقتي ...آيات شيطاني ...خواب پريشان ...سگ اعمال ...دنبالتن...خماري... مستي راستي نشئگي باحال يكي لازم داري ................................................ حراج حراج... مفتي مفتي ...جنساي توپ خفن .... چليه خماري ؛ چل خمار دوباره امده ... Cheliye khomari …chele khomar dobare amade ................................................ هميني كه هست . مي خواهي ، بخواه .نمي خواهي هم بخواه .... شوخي يا جدي نامه ي دعوت است اومدي اومدي... نيومدي هم اومدي... شايد شايد...شايد ... بايد...بايد...بايد ... شايد و بايد نداره ...بدردت ميخوره ...سر بزن ... هنوز ي جو غيرت همت مردانگي و معرفت هست كه دست خالي برنگردي ... ................................................... به خاطر لبخند زيباي لبت اگر درس و مشق و كار و بار داري ...بعدا بيا... نترس دير نميشه .هر وقت وقت داشتي سري بزن ... قدمت بروي چشم سبوا

بابايی

سلام...کجايی حسين؟ اين روزها نيسش...هيچ جا! نه پيش من! نه پيش تو! کجايی؟ تو نيستی؟ يا من؟ بيا سراغم~

حامد «‌آسمان نقره اي»

سلام آخرش ما هم دات آي آر شديم. سعي مي كنم توي سايتم مطالب ارزنده اي بنويسم. مي تونين تو سايت من لينك وبلاگ خودتون رو قرار بديد. قربان شما حامد.

جن گيران

سلام من که هيچی از نوشته تون سر در نياوردم اما از اينکه بعد از اين همه وقت يه خبری ازتون بهم رسيد خوشحال شدم شاد و سلامت باشيد يا علی

هديه

اين نوشتتون خيلی قشنگ و گيرا بود همين طورم تاثير گذار و دلنشين