هوا بارونی بود

بارون ميومد!

اولين روزيکه ديدمش زير بارون بود

هر چند کوتاه ولی برای من لذت بخش بود...

به اندازه يک نگاه. يک سلام.چند کلمه آشنايی

و... يه خاطره از دو تا چشم که...

بارون آسمون تهرانو پاک پاک کرده بود رنگ سبز ...عين چشماش...

 حالا هفته ها از اون روز ميگذره... مدتيه که ازش بی خبرم.

دلم حتی برای صداش تنگ شده...

انگار از شنيدن صدای من خسته شده .

رفته خودشو يه جايی گم وگور کرده که ديگه پيداش نکنم...

شايدهم...

تا کی بايد زير بارون خيس بشم شايد که دوستم داشته باشه؟

شايد برگرده شايد بگه...

روزيکه رفتی هوا بارونی بود          می بينی اينجا قدمگاه توئه

اين همون سنگ سياه خونيه        که ميخواس دنبال چشمات بدوئه

                                   *******

آره قلبمو يه روز در ميارم               ميدونم بازم خاطر خواه توئه

نميذارم کسی بش دس بزنه          آخه قلب من قدمگاه توئه

ااااا..... انگاری داره بارون مياد

بايد برم زير بارون شايد...

آخه اولين روزيکه ديدمش بارون ميومد...

 

 

/ 9 نظر / 13 بازدید
مرضيه

سلام حرفهاي دل منو زدي خيلي قشنگ بود موفق باشي

setareh

سلام عزيزم. خسته نباشي خیلی با احساس و لطیف بود. همیشه بهترینی. گشت و گذار تو وبلاگ تو و خوندن نوشته هات تنها چیزی که خستگی یکروز کار از بین میبره. همیشه سبز باشی عزیزم

reza

مرسی خبرم کردی از اين به بعد من هم تو را خبر ميکنم خيلی قشنگ بود حالا جواب سئوالت: پشت هيچستان ( يعنی جايی که تو نباشی و او باشد.) خلوت دل بالای بلندی ايمان زير سايه ی لبخند خانه ی دوست نامهات را به خط نستعليق يا شکسته ننويس بلکه به خط ثلث بنويس روی کاغذ هم ننويس چون برای کاغذ درختی قطع شده و خدا ناراحت می شود. روی دلت بنويس تمبر هم نمی خواهد. به بیرون از پنجره به آواز درختان سبزی و شکوه درختان نگاه کن آنگاه نامه ات پست می شود آگر آپ کردی خبرم کن

reza

مرسی خبرم کردی از اين به بعد من هم تو را خبر ميکنم خيلی قشنگ بود حالا جواب سئوالت: پشت هيچستان ( يعنی جايی که تو نباشی و او باشد.) خلوت دل بالای بلندی ايمان زير سايه ی لبخند خانه ی دوست نامه ات را به خط نستعليق يا شکسته ننويس بلکه به خط عشق بنويس روی کاغذ هم ننويس چون برای کاغذ درختی قطع شده و خدا ناراحت می شود. روی دلت بنويس تمبر هم نمی خواهد. به بیرون از پنجره به آواز درختان سبزی و شکوه درختان نگاه کن آنگاه نامه ات پست می شود آگر آپ کردی خبرم کن پيام قبلی دو سه تا اشتباه داشت حالا درست کردم

ساقي

سلام حسيد عزيز... دير اومدم ولی بالاخره اومدم... خيلی قشنگ بود... کاش مسافر تو هم برگرده... ممنون که سر زدی... وبلاگت واقعا زيبا بود.

ساقي

من به روز کردم... خوشحال ميشم بازم پيشم بيای.

حسین

سلام سید می بینم ........شهرهایت بوی باران می دهد .....بوی عطر تازه نان می دهد......سر به ما بزن

مژگان بانو

سلام بر آقای متوليان. باران عاشقانه هایتان زيبا بود بسيار ... خيس از اندوه عشقی گريز پا و ديرياب... زنده باشيد.

binam

تو زير بارون ديديش و زير بارون به انتظار نشستی اما اون تو هوای سرد زير بارش برف شديد قدم ميزد و دنبالت ميگشت ايا اون رو ديديش