سردمه

سلام

نیست...به اسمت نیستش.... چقد بگردم دنبالش .... میدونی چن ساله از پارک وی تا ونکو پیاده گز نکردم.... از پاسداران ...از خونمون بدم میاد...من از ... ولش کن....بیا.... بیا تو بجای من بگرد... آدم پیدا کن... سر رو شونش بذار... اصلا گور بابای من و هرکی دلش دیگه دل نیست... نه دیگه این واسه ما دل نمیشه... خوب نشه... باخت یعنی پل های شهرو گز کنی... یعنی بهت بگن باش و نخوای باشی... تا حالا تو قمار باختی؟............ من باختم....همون شب که رو پل عابر پیاده هر ماشینی رو تو اوتوبان از دور میدیدم میدویدم تا له بشم....آره له میشدم...اما میدیدم زنده موندم... من باختم...چون هیچوقت جرات پریدن نداشتم.... سرمه... سردمه... سردمه... سردمه... سردمه...سردمه... میگفت سرخپوستا صفت تفضیلی ندارن...خیلی ندارن نمیتونن بگن خیلی دوستت دارم...خیلی ازت بدم میاد...خیلی خستم خیلی وامونده شدم...خیلی....ندارن....آخه دلم واسه سرخپوستا میسوزه چرا هیچیو خیلی ندارن...یعنی وقتی میخوان لیلی رو با یه چیزی هم قافیه کنن ... آخه چیکار بکنن؟... تو بگو....

گفت: اونا گر چه خیلی ندارن ولی یه چیزی دارن که دلت بسوزه... گفتم...خوب بذار بسوزه...مگه نمیبینی سردمه؟سوز سرما نباشه ...هر چی باشه ...خوب بگو چی دارن... گفت میگن: دوستت دارم...دوستت دارم...دوستت دارم...دوستت دارم... ازت بدم میاد... بدم میاد ...بدم میاد... بدم میاد ...خسته ام ...خسته ام ...خسته ام ...خسته ام اینو که گفت تازه یادم افتاد که ما هم سرخپوستیم... مگه نه که ما از نسل مجنونیم؟...مگه نه؟...اگه نه که برو تجدید نظر کن ...شاید نمره بیاری... ولی مجنونم که بابا بزرگ خود من بی پدر پدر سگ بود.... یه جورایی سرخپوست بود... آخه تو صحرا هی هی هی هی مینوشت لیلی لیلی لیلی لیلی لیلی...اصلا همینجا بود که خود فردوسیشم کشف کرد که لیلی باید با خیلی هم قافیه بشه... شایدم هم معنی.... واسه همینم گفت عجم زنده کردم و از این حرفا...خیلی دوست دارم...خیلی بیقرارم...خیلی تنهام...خیلی..سردمه...سردمه... سردمه...تو که گفتی اگه مست کنم داغ میشم؟!! پس چرا سردمه؟.... لیلی دوستت دارم... لیلی بیقرارم ...لیلی تنهام... لیلی سردمه...میبینی میشه راحت جای لیلی نوشت خییییییییلی... عمو حسین میگفت: رنج ما قویتر از مشروبه... سردمه...فک کنم یه دردی تو گلوم گیر کرده...یه رنجی ته تهای صدام داره زار میزنه ....میگه سردمه...مث من که به هر حوایی میرسم میگم لیلی دوست دارم لیلی دوست دارم لیلی دوست دارم....اتفاقا یکیشونم از قضا اسمش لیلی در اومد...ولی مست نبود.....نه نه...مست بود ..ولی رنج نداشت...گرمش بود...حیف که نفهمید باید بغلم کنه... آخه...آخه...آخه من ...من ...من همش سردمه...سردمه سردمه

همین...!

/ 123 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mohammad ghasemi

kojaii?ye zang behem bezan.

حميده

سلام . . . ممنون که اومديد. . . در مورد لينک شدن هم چشم در اسرع وقت . . . شما ميشيد از همراهان افتاب . . . راستی در مورد نذر شما ./ . . اول اينکه خيلی ممنون نسبت به لطف بيش از حدتون. . . و اينکه اگه چيزی نگفتم و به قوله خودتون سکوت کردم . . . در صورتی که من سکوت نکردم بعضی وقتا برای گفتنه يه حرف نبايد حرف بزنی که بيای بگی مثلا حالم خوبه . . . . شرکت کردن توی کانونای ترانه بعد ۳ ماه و به روز شدن بعد اون مدت خودش نشون از بهتر شدنه حالم نميده؟ . . . با اين حساب فکر کنم بايد نذرتونو ادا کنيد البته بماند که بعضی وقتا که یه نذری میکنی قبله اینکه به دعاتون برسید نصفه نذر و ادا میکنن و اخرشو می ذارن وقتی کامل دعا بر اورده شد این در مورد ترانه صدق نمیکنه پس من بی صبرانه منتظر نذری خوندنم دستاتونو با قلم اشتی بديد جناب متوليان . . .

حميده

راستی تورو خدا ادرسه وبتون رو درست وارد کنيد . . . راستی منم تو لينکا نيستم افتاب کجاست ؟؟ نکنه افتاب اينجا غروب کرده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نيلوفر

چرا آژ نمی کنی شما ۴ ماه شد.....

اذين

سلام... يه سوال! اين خود شماييد كه براي برنامه عشق همان عشق است متن مينويسيد؟!

عليرضا آذر

سلام اینو مومن باش که حتما برای نظر دادن بر میگردم اما الآن .. بذار بعد 4ماه اطلاع رسانی کنم ... زنده باد زنده یادان ایران.... با صدای جغد به روزم

سما

ديگر شراب هم تا بستر خوابم نمی برد...

فقط بگم با اجازتون................................................ خودتون بیاین ببینین چیکار کرد راضی نبودین پاک میکتم[نیشخند]