سلام بر حسين

                             به نام او

               دوس دارم اولين پست امسالو

           به نام  آقای مهربون عطش  بنويسم...

           کسيکه اربعينش زينت سالمون شد...

               کسيکه خيلی آقاست...خيلی!

          از زخمهء هر نگاه تارش پيداست

         ازرنگ دوچشم سوگوارش پيداست

          امسال بهارمان حسينی شده است

        سالی که نکوست از بهارش پيداست

                      ******

        اسيرموجهای سرکش تقدير‌‌ـ ماهيها

       وميميرند شايد زودـ شايد ديرـ ماهيها

      گروهی سايهء امن خدابرنعش اقيانوس

      گروهی در فريب فتنهء- تزويرماهيها-

     شبی کاش آهوی قلبم اسيرچنگشان ميشد

      کجای جنگلند اين گله های شيرماهيها؟

   دل دريا گرفت از موج ماهيهای سر گردان

     و از امواج دريا خسته ودلگيرـ ماهيها

    ورود کاروانی بارشان دريا به موج افکن

     به نخلستانی از تاثير- بی تاثيرماهيها-

     تمام لشکر اردی بهشتی تير باران شد

   بدستان عطش در دوزخی از تيرماهی ها

خذينی ياسيوف الارض ـ اين راگفت واين يعنی:

   مرا دربر بگيريد آه... ای شمشير ماهيها!

سپس- خورشيد ماهی- دل بدريا زدبه خاک افتاد

 کسی آنسوی دريا بانگ زد: تکبير!... ماهيها!

       تمام شهر ميديدند بعد از کل کشيدنها

     بجای تور جان دادند در زنجير - ماهيها

    و در رويای خاکستر تب ميلاد يک ققنوس

  و در کابوس دريا آخرين تصوير... ماهی ها...

                          *****

      مستی تمامی ندارد- حتی اگر تاک افتاد

   حتی اگرساقی مست- خودنيزعطشناک افتاد

   آزاده حُرّی که يک عمر زندانی تيرگی بود

   بال وپرش را تکان داد- آزاد شد پاک افتاد

      هرچند نايی ندارد اما سکوتش مخوانيد

 طفلی که از يک نگاهش در عرش پژواک افتاد

اين چاه مشک گلويیست- فرق علی باعلی چيست؟

  وقتی که فرق وگلويی از ظلم شب چاک افتاد

   تصوير خورشيد بر آب هرگز شگفتی ندارد

    اما شگفتا که آنروز خورشيد برخاک افتاد

  انگار شب ماندنی...نه!...خورشيدآخر می آيد

    مستی تمامی ندارد حتی اگر تاک افتاد...

                       همين...

 

/ 50 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شيرين

سلام ممنون که سر می زنيسد شعرتون رو کامل نخوندم اما کامنتی که برام گذاشتيد فوق العاده بود باز هم سری بزنيد ..آپ کردم

عطیه آسمانی

باسلام. فراخوان شعر نهمین همایش عطیه آسمانی یزد اعلام شده است. برای اطلاع بیشتر به این آدرس مراجعه کنید و سفیر دوستی و مهربانی باشید و به دوستان دیگر هم خبر دهید. به امید دیدارتان در یزد/ احرامیان پور www.yasemehraban.parsiblog.com

کوروش سمیعی

وبلاگ ریتم قردار با مطلبی تحت عنوان خرخره ادمکهارا بجوید و یک ترانه اپ دیت شد منتظرتون هستم

شيدايی

سلام و دوباره يه شاخه مهربونی و دلتنگ غزل‌ها و طرح‌های تازه و دوباره بهشت کوچک پشت دانشکده‌ و شعرهای فاضل و شيطنت‌های دخترکی با شال‌های رنگی ...

جاناتان

سلام به آقا داداش و آبی ترين عزيزش. سال تموم شد و اينجا به روز نيست هنوز!

ع.ش.ق

ايشالا سال پر برکتی باشه... کجايين؟

مهتاب

[]شاید شب وستاره ها که رنگ سپیدی دروغین را نمی بیند خوشبخترین هستند نمی دانم نمی دانم کدامین حس مرا به نوشتن این همه غم و اندوه می خواند؟!!! شاید به امید این می نویسم که روزی این نوشته ها با چشمانی که زمانی زیباترین منظرهی دنیا برایم بود خوانده شود من اپم منتظرم بیایی تا کلبه ی دلم گرمتر شود موفق باشی مهتاب

ناصر و نادر

سلام...غزلات خوبن...اما ترانه‌هات يه چيز ديگه‌ان...به خصوص اون ترانه‌ای که رديفش (کشيده) بود. خيلی دردسر کشيده.....جمعه از اينکه ديديمت هم خوشحال شدم هم غافلگير...موفق باشی...