یه غریب بی نشون ...

 

بريز...يه ذره ديگه

به نام او

سلام

نمیخواستم ولی همش دیوونگیه روزگار...بازم ببخشیدم!:

خرابم... به اسمت قسم...عشق

یه پیاله بریز جون هر کی دوس داری...

نیسش...نه... هر چی میگردم پیداش نمیکنم...آخه ...آخه

آخه من اگه عکستو پیدا نکنم با کی حرف بزنم... باسه کی بزنم زیر گریه

ما هم دل داریم خوب.... به کی چه که دل شیکسته کیلو چند...

تو فقط بریز... خیلی خرابم

بد مستیتو بکن... سیاه مست شو...

آهای عقل کل...گوشتو بیارجلو:عقلتو میگفتم ... عقلت کاله... 

عینهو اون سیبه که از زور کالی افتاد رو سر جاذبه و حوا رو کشف کرد

 سردمه...مث اون شبای توی قهوه خونه... شبای بیداری...

بریز دیگه... به اسمت خرابم ...عشق

آره خوب...ما ستایشگر بیداری نبودیم...اینو خوب گفتی...

ولی پای میز قمار عاشقونه مون بدجور بیداری

کشیدیم...خود من کلی دود کردم ...دود شدم...

به اسمت حتی هر کی خواس چپ نیگات کنه سیبیلشو دود دادم...

ما هم کم نکیشیدیم از دس نبودنت بد مصب... ده بریز ...خرابترم کن...

راستی  حالا که حرف دود شد...دود بود؟..مه بود؟...نمیدونم فقط...

فقط دیدم که ندیدمت وقت خدافظی و رفتن...

مست نبودم ...مث همین الان که مست نیستم...

آخه عاشق فقط بوی تنت مستش میکنه....

تو هم که همش نبودی...خوب...خوب...

بسه...عق...عق...

آخی... یه ذره  به اندازه ی همین هذیونایی که بالا آوردمشون...

جا واسه نفس وا شد.

خرابم به اسمت قسم...عشق...نفسمو ببر!

یکی دیگه ... یه پیاله دیگه بریز...

همین...!

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۳۸٦/۳/٤ - حسین متولیان