یه غریب بی نشون ...

 

دلم سوخت

اگر از من و رفتارم بدت می آید حتما ، من بد هستم نه آنچه دوستش دارم...

اگر خطا و گژی از من سر زده است ، خطای من است نه عقیده و اندیشه ام...

اما بدان!

با تمام اینکه با تو مخالفم!

تا پای جان می ایستم تا تو بتوانی سخنانت را بی دغدغه ای به زبان بیاوری!

کاش تو هم ، بجای عشق و عقیده و اندیشه ام با من مخالف بودی!

آنوقت

نه دری می سوخت ، نه خیمه ای ، و نه کتابی که ریسمان آسمان است ...

برای کتاب آسمانی ام قرآن :

 

محسن هم از شما شکایت دارد

آتش بر در قصد ِ سرایت دارد

از زینب و خیمه ها بپرسید چرا

قرآن به لهیب آتش عادت دارد؟

***

آیات ِ خدا که بر زمین می آید

بر جان ِ محمد ِ امین می آید

گوساله پرستیدن و سوزاندن ِ عشق...

از امت ِ سامری همین می آید

***

از آدم تا حضرت ِ خاتم را سوخت

شعله شعله تن ِ محرم را سوخت

سخت است ولی مبلغ ِ دین ِ مسیح

با دست ِ خودش سوره ی مریم را سوخت

***

شنیده ام مسیح از محبت و عشق می گفت نه از سوزاندن دلی و کتابی و اندیشه ای و نسلی...میبینی! من ِ مسلمان از تو مسیح ی ترم!

همین!

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۳۸٩/٦/٢٢ - حسین متولیان