یه غریب بی نشون ...

 

سجده های سر به هوا!

تو!

نمیدونم اینروزا چجوری ام...اصلا به من ربطی هم نداره که چجوری ام...مگه مفتشم؟...یا فضولم... به من چه که گریه میکنم...به من مربوطی نیست که زیر بارون خیس میشم....فقط الان یکی از روی گنبد طلای امام رضا اومده....یکی از بالای نقاره خونه اومده...به من چه که اون یکی منم...که بخاطر کدوم بدیم آقا منو تا اون بالا صدا کرد؟...اصلا به من چه....مهم اینه که مهمون بودم و آقا تو مهمونیش کم نذاشته...

دیوانه ترین ِ تو نبودم ای عشق؟

سجاده نشین تو نبودم ای عشق؟

در سجده مرا سر به هوا کردی حیف

من سر به زمین تو نبودم ای عشق؟

***

با غربت و درد آشنایم کردی

ازاوج احابتت جدایم کردی

از بس به لبت جواب سر بالا بود

در سجده چنین سر به هوایم کردی

***

گفتند اگر خدا تو را میخواهد

از جمع جهانیان جدا میخواهد

صد سجده که بر خاک بماند...هرگز!

یک سجده ... ولی سر به هوا میخواهد

***

رگهای تو را جدا جدا خواسته است

بالاتر ازین قوم تو را خواسته است

یک سجده به آسمان بزن چون حلاج

عشق است...تو را سر به هوا خواسته است

***

همین

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۳۸٧/۸/۱٥ - حسین متولیان