یه غریب بی نشون ...

 

به عزت و شرف لا اله الا الله

به نام او

گمان مبر که بدون تو زنده خواهم ماند

به عزت و شرف لا اله الا الله

کسی گفت: چقدر هوا مهربانی میکند...چقدر آسمان این سه شنبه آبی است ! بغضم تیشه خوردو گفتم: حق دارد...یکی از بغضهای زمین کم شده است...بغضی که سالهای سال پیش از مرگش مرده بود... و تمام دلتنگی های انسان را می گریست...بغضی که بار هزاران سال عشق را بدوش می کشید و خسته بود... از بودن...از قیصر چه میتوانم بگویم جز آنچه از قلمم خون چکیده است... در کابوس نبودن و ندیدنش... او مهربان تر از این حرف هاست...دلتنگی های شکسته- بسته ام را میپذیرد...چون از عمیق دل نوشتم...و خوب تر از هر کسی میداند که دوستش دارم...حتی اگر آسمانی باشد و هم آغوش خاک...

پیدا و نهان ِ عشق را می دانست

چون جان٫هیجان عشق را می دانست

مردیکه سواد دیده اش خشکیده

-دستور زبان عشق- *را می دانست.

***

اوضاع و احوال احساس ٫قدری وخیم است انگار

حتی نمی بارد ابری! دریا عقیم است انگار

ای فاتح ِ بیت بیتِ شهر اساطیر! قیصر!

یک -آیه-* از سوره ی فتح امشب یتیم است انگار

۱-دستور زبان عشق نام آخرنین مجموعه غزل چاپ شده از دکتر امین پور است

۲- آیه ٫ نام آسمانی دخترک شاعر مهر بان آسمان نشین ما زمینیان است.

۳- بعد تر ها چند چکه خاطره از مهر بانی هایش خواهم نگاشت.

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۳۸٦/۸/۱٠ - حسین متولیان