یه غریب بی نشون ...

 

بساز

 

بگذر از دریا وشور موجها, قایق بساز!

 

عشق راویران کن وتصویری ازعاشق بساز

 

چشم اگرابری شدعکست چون دلم خواهد شکست

 

چشم از چشمم بپوش!آیینه ای صادق بساز!

 

ظلم کن تا شعرهایم را مقدس تر کنی

 

از منِ عاشقترین,یک مصحف ناطق بساز

 

تو که لیلایی کنی دیوار مجنون میشود

 

نازکن! ازسنگ وخشت وچوب هم وامق بساز

 

هی نگو:"این شعرها مخلوق چشمان من اند"

 

دست کم یک شب هنرمندی کن وخالق بساز

 

یا کنارم باش وآرامش به تشویشم بپاش

 

یا اگر تقدیر هجران است با هق هق بساز

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۳۸٦/۱۱/٢۱ - حسین متولیان