یه غریب بی نشون ...

 

من هنوز کودکم...

دیشب تازه فهمیدم:

وقتی

یک تخمه هندوانه ی دهن باز

از بین آجیل ها پیدا میکنم

بیشتر از کریستف کلمب که امریکار ا کشف کرد ذوق زده میشوم.

حتی بیشتر از دوستم

که مدام در ظرف آجیلش بادام هندی کشف میکند...

و کنار استخر خانه شان مینشیند

و بی تفاوت به نگاه کودک همسایه

برای گنجشکها  صدقه پرتاب میکند...

او حتما نمیداند

که گنجشکها

نان جو را بیشتر دوست دارند. از حتی نان گندم...

و نمیداند تر آنکه گنجشکها مواظب چربی خونشان هستند.

و از دانه های چرب ...آن هم بوداده نمیخورند...

دیشب تازه فهمیدم که هنوز کودکم...

که میتوانم عاشق شوم...

که جاذبه را هنوز کشف نکرده ام...

امروز تمام مدت بدنبال تو میگشتم...

چشمهایت را برایم بفرست

برای کشف جاذبه سیب لازم نیست...

همین!

 

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۳۸٦/۱٠/۱٢ - حسین متولیان