یه غریب بی نشون ...

 

ايل قابيل...

به نام او!

تقدیم به آسمان نوزدهم رمضان 

یکدم بیا وبنگر این خیل آشنا را

لبخند فکرخوبی است,گریان مشوخدارا!

پیمان گسستگانید چون دانه های تسبیح

دیگر رها کنید این موسیقی ریا را...

او مست جام وصل است,مستان جام شهوت!

لا تقربو صلوته فی شهوة السکارا

نقش عمود بر فرق با صورتش زمین خورد

زینب همان زمان دید صحرای کربلا را

قرآن به روی نی رفت سرها به روی نیزه

نقش زمین نمودند تفسیر" هل اتی" را

آدم همیشه تنهاست در ایل شوم قابیل

اهل قبیله کشتند اینبار کد خدا را

همین...!

 

 

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۳۸٥/٧/٢۱ - حسین متولیان

کمک کنین هلش بدیم چرخ ستاره پنچره

خواب بودم...پیام کوتاه اومد...

امیر حسین مدرس بود...گفتم حتما طبق معمول یه شعر قشنگ گیر آورده

خواب بودم... پیام کوتاه اومد:

درست حدس زده بودم... شعر بود... یه شعر داغ ازجلال رفیع:

خواب بودم... پیام کوتاه اومد:

افسوس که عشق از این نواحی رفته است

از محفل عاشقان صراحی رفته است

گفتم غم دل به دوست گویم اما

افسوس که عمران صلاحی رفته است

آره به قول مومنه یوسفی چرخ زندگی عمران صلاحی پنچر شد...

همین...

---

شخصی بد ما به خلق میگفت

ما چهره ز غم نمی خراشیم

ما خوبی او به خلق گوییم

تا هر دو دروغ گفته باشیم

(لا ادری)

۱-شعری که تو پست قبلی دیدین مال نیلوفر لاریپور بود... ببخشید یادم رفت بگم

۲-فکر نکنم کسی یادش باشه من گفته باشم هر چی اینجا مینویسم از خودمه...

۳-حامد جان... عزیزای من...ول کنین .... شاید کسی  با فحش دادن به ما حالش خوب میشه

فقط من نمیدونم چه محبتی در حقش کردم که اینجوری داره جواب میده...

آخه میگن یه روز به یه عارفی گفتن فلانی داره بهت بد و بیراه میگه... گفت: محاله مگه من محبتی در حقش کردم؟....

گر چه عارف نیستم ...اصلا نیستم...اما حکایت ماست!

من هیچی نیستم...حتی اینایی که اون دوست خوب ومهربونم با آیدی ازغند برام مینویسه...

ازغند جان بازم بیا... قدم به چشم...

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۳۸٥/٧/۱۳ - حسین متولیان